مرتضى راوندى
537
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
بيرون را ديد ، ليكن داخل ارابه از بيرون نمايان نيست . و كسى كه در درون آن نشسته مىتواند هرطور دلش بخواهد بخوابد يا به خواندن و نوشتن بپردازد . ارابههاى بارى نيز اتاقى شبيه آن دارند كه در آن مقفل است . من براى خود ، ارابهاى تهيه كردم كه سقف آن نمدپوش بود و با كنيزم در آن نشستم . و بقيهء همراهان ، در ارابهء بزرگى كه بوسيلهء سه شتر حركت مىكرد ، جاى گرفتند . اسبان و شتران و گاوان را چون به منزل مىرسند ، از ارابهها باز مىكنند و آنها را براى چرا آزاد مىگذارند . ابن بطوطه ضمن شرح مسافرت خود ، به شهر بلغار ( در ناحيهء چپ رودخانهء ولگا در روسيه ) « 1 » از ارابههاى كوچكى كه توسط سگهاى بزرگى كشانده مىشدند ، نام مىبرد و مىگويد : در اين ناحيه ، به علت يخبندان شديد ، پاى انسان و ستور بر زمين بند نمىشود ؛ ولى ناخنهاى سگ در يخ فرورفته و مانع لغزيدن آن مىشود . در اين ناحيه ، بازرگانان معتبر هركدام صد ارابه با آذوقهء فراوان و شراب و هيزم در اختيار دارند و با تجهيزات كامل ، مسافرت مىكنند و براى شناسايى راه ، فقط از سگ راهنما يا سگ پيشاهنگ استفاده مىشود كه قيمت آن در حدود هزار دينار است و ارابه را به گردن آن حيوان مىبندند و سگ راهنما بكمك سه سگ ديگر ، آن را مىكشد . غذاى سگ راهنما را منظم مىدهند و اگر او را بزنند مىگريزد . « 2 » در مسافرتها ، مردم در زاويه ، رباط يا كاروانسرا متوقف مىشدند و اين اماكن غالبا از طرف مردم متمول و خيرخواه ساخته مىشد . غير از ارابه از كجاوه و عمارى و تخت روان كه غالبا بوسيلهء انسان حمل مىشد ، مىتوان نام برد . ابن بطوطه ضمن شرح مسافرت خود ، به هندوستان ، مىنويسد : « مردم هندوستان حمل و - نقل را فقط بوسيلهء گاو انجام مىدهند و در مسافرتها باروبنهء خود را با آن حيوان مىبرند . خر سوارى ، در ميان هنديان عيب بزرگى است . چون بخواهند مجرمى را در نظر عموم بگردانند ، او را تازيانه زده بر خر مىنشانند و گرد شهر مىگردانند . » « 3 » كلاويخو نيز ، مانند ابن بطوطه ، در سفرنامهء خود ، از وسايل نقليه و راه و رسم مسافرت در ايران سخن مىگويد . در مسافرت خود از تبريز تا سمرقند كه همه در قلمرو تيمور بود ، آنچه بيشتر در كلاويخو و همراهان او مؤثر افتاد ، ترتيب تعويض اسبهاى چاپاران بود كه به هزينهء حكومت صورت مىگرفت . اين سازمان به نام « چاپارخانه » خوانده مىشد كه به زبان مغولى « يام » ناميده مىشود و مركب بود از مأموران سوار مخصوص و كاروانسراهايى با اصطبلهاى پر از اسب كه همه آمادهء خدمت بودند . مأموران حكومتى شبوروز براى انجام مأموريت خود ، از اين وسايل آماده استفاده مىكردند . اين مأموريتها بقدرى مهم تلقى مىشد كه در صورت لزوم ، اسب متعلق به اشخاص را پيكهاى سوار ، ضبط و مصادره مىكردند . مىگويند : يك شاهزاده و امير و حتى پسر تيمور ناچار بود كه اسب خود را ، در مقابل درخواست پيك ، تسليم كند . تجهيزات و وسايل اصطبلها برحسب موقعيت محل ، فرق مىكرد . در برخى نقاط ، در اين
--> ( 1 ) . ر ك : سفرنامهء ابن بطوطه ، پيشين . ص 323 - 322 . ( 2 ) . ر ك : همان . ص 339 - 338 . ( 3 ) . همان . 548 ( به اختصار ) .